![]() |
![]() |
|
| من گرفتار سنگيني سکوتي هستم که گويا قبل از هر فريادي لازم است |
|
ساعت تقریبا ۲ نصف شبه !
حس عجیبی دارم ... نمیدونم اسمشو چی بذارم انگار یه چیزی داره روحمو زخمی میکنه ! شایدم فقط یه زخم کهنس که دوباره ...! کاش مرحمی باشه واسه این زخم ... کاش یه سفیدی باشه تو سیاهیا ... کاش امیدی باشه تو نا امیدی ... کاش ...! دارم آهنگ فوق العاده و دپرس 30 Minutes از گروه تاتو ( یا درست تر بگم تتو ) رو گوش میکنم ... یادمه حدود یه سال پیش پیشرو و آتش هم روی این آهنگ خونده بودن که کار قابل تاملی هم شده بود !
گفتنی های بی دلیل را آرامشی کذب است امشب نفرت از نفسهای دروغین دارم طناب بیاورید! شب موعود است! روحی مرده منتظر اوست جسدی هوای روحش را کرده...
ازین متن کوتاه خیلی خوشم میاد : (( زنده به یادت و یا... شبی یا روزی... در اطاقی... که از عطر حضور تو... خالیست... ))
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 3 آبان1386ساعت 2:25 توسط نابخشوده |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
حرفهای ما هنوز ناتمام...
تا نگاه می کنی.. وقت رفتن است... باز هم همان حکایت همیشگی...! پیش از آن که باخبر شوی... لحظه ی عزیمت تو ناگزیر می شود... آی... ای دریغ و حسرت همیشگی...! ناگهان چقدر زود دیر می شود...! |
| پیوندهای روزانه |
|
اخبار ایران و جهان مجله بلاگفا آرشیو پیوندهای روزانه |
|
RSS
|