![]() |
![]() |
|
| من گرفتار سنگيني سکوتي هستم که گويا قبل از هر فريادي لازم است |
|
دوشنبه ساعت ۹:۵۰ ... دارم آهنگ مرد تنهای شب حبیب رو گوش میدم ...(( من مرد تنهای شبم...مهر خموشی بر لبم.... تنها و غمگین رفته ام ... دل از همه گسسته ام...تنهای تنها,غمگین و رسوا ... تنها و بی فردا منم ! ))
این دفه اومدم بدون هیچ تنوعی تو حرفا با فقط چند بیت شعر...چند بیتی که مرحوم ناصر عبدالهی هم تبدیل به ترانش کرده و چقدرم قشنگ خونده...
سراپا اگر زرد و پژمرده ایم... امشب خسته ام شدید ! و گر نه کلی حرف داشتم واستون ! از نقد فیلم نقاب گرفته تا سری جدید برنامه ی کوله پشتی و حتی راجه به تیم ملی و حذفش از جام ملتها ! ممنونم از تک تک کامنتایی که میذارین !
مثه همیشه : حرفهای ما هنوز ناتمام... پیش از آن که باخبر شوی... آی... ناگهان چقدر زود دیر می شود...! خداحافظ ...!
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1 مرداد1386ساعت 21:58 توسط نابخشوده |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
حرفهای ما هنوز ناتمام...
تا نگاه می کنی.. وقت رفتن است... باز هم همان حکایت همیشگی...! پیش از آن که باخبر شوی... لحظه ی عزیمت تو ناگزیر می شود... آی... ای دریغ و حسرت همیشگی...! ناگهان چقدر زود دیر می شود...! |
| پیوندهای روزانه |
|
اخبار ایران و جهان مجله بلاگفا آرشیو پیوندهای روزانه |
|
RSS
|