تبليغاتX
خداحافظ ای همنشین همیشه
من گرفتار سنگيني سکوتي هستم که گويا قبل از هر فريادي لازم است

دوراهی.....

با دروغ گذشته دیروزتو دوراهی موندیم امروز

دیگه بستن و شکستن شده کار هر روز هر روز

دونه دونه پای حرفات هر چی گفتی اون شدم من

هر چی از زمونه خواستی واسه تو همون شدم من

بگو دست حیله ی تو چی واسه دلم نوشته

یه امید تازه داره یا که مثله سرنوشته

هرچی بودی هرچی بودم دیگه اون روزا گذشته

لحظه های رفته بر باد واسه هیشکی بر نگشته

نمی خوام دیگه نمی خوام که دوباره ای بنا شه

آخه روز خوش ندیدم تو دل زمونه باشه

تو که هم صدا نبودی چرا با بهونه موندی

چرا بعد آشنایی شعر عاشقونه خوندی

توکه هم قدم نبودی به دوراهی ها رسیدی

توی جاده ی جدایی بگو تا کجا رو دیدی

*..*.*..*.*..*.*..*.*..*.*..*.*..*.*..*.*..*.*..*.*..*.*..*.*..*

 یادت نره......

هر جا بودی یادت نره یه عاشقی به یادته

دو چشم منتظر به درهمیشه چشم به راهته

هر جا بودی یادت نره یه بیت جا مونده داری

یه حنجره پر از غزل غیبت تو ساکته

تویی عزیز هر جا بودی طنین این صدا بودی

برای زنده بودنم نفس بودی هوا بودی

قدم قدم تو جاده ها دلیل رفتنم شدی

خود خود تنم شدی حتا اگه جدا بودی

فقط خیال ناز توست که این سکوت و میشکنه

دست نجیب تو فقط  تار دلم رو میزنه

هر جا بودی یادت نره دلم اسیر خواستنه

وقتی نباشی کار من روز و شب و شمردنه

*..*.*..*.*..*.*..*.*..*.*..*.*..*.*..*.*..*.*..*.*..*.*..*.*..*

دلتنگی.....

تمام مهربونی تو تو لحظه هام قدم زدی

اما یه باره اسممو از رو لبت قلم زدی

پنجره ها یکی یکی به روی کوچه بسته شد

دلم آتیش گرفت و بغض بی کسیم شکسته شد

کاش می تونستی بیش از این با من خسته سر کنی

کاش می دونستم چرا اون خواب خوش و بهم زدی

دنیا برام غریبه شد زندگی دلتنگی می کرد

صدای هق هق می چکید روی تن برگای زرد

اون دو تا سبز بی خیال سرخی چشمامو ندید

ابر بهار شدم ولی هیشکی صدامو نشنید

تا تو نباشی آسمون به روم نمی خنده دیگه

بعد تو هیشکی روی غم در رو نمی بنده دیگه

بیا که با سبز نگاهت نقاشی ام بهار بشه

بازم نگاه پنجره به کوچه بی قرار بشه

+ نوشته شده در  یکشنبه 16 اردیبهشت1386ساعت 15:17  توسط نابخشوده | 

 

بـا تـو آغــاز مـي کـنـم خـوب مـن بـه نــام تـو
مـي نـو يــسـم قــصــه اي تــازه از الهـام تـو

اي شروع دلـپــذيـر مثل خورشـيد بي نـظـيـر
به تو تـقـديـم مي کنـم عشـقو از مـن بـپـذير

اي قــشــنـگ تـرين بـهانه واسـه گفتن ترانه
مـن يـه عـشـق جاودانه به تو تقديم مي کنم

در اين غربت شـبـانـه با صــداقـت عاشـقـانه
قلـبـمـو بـا ايـن تـرانـه به تـو تقديـم مي کـنم

اي طـلـوع مـــاندگار گـل هـمــيـشــه بــهــار
به تو تقديم مي کنم هر چه هست در روزگار

گفتـه ها ناگفـته هـا هـر چـه هست در باورم
بـه تــو تــقــديــم مـي کــــنـم آرزوي آخــرم

اي قــشــنـگ تـرين بـهانه واسـه گفتن ترانه
مـن يـه عـشـق جاودانه به تو تقديم مي کنم

در اين غربت شـبـانـه با صــداقـت عاشـقـانه
قلـبـمـو بـا ايـن تـرانـه به تـو تقديـم مي کـنم

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 16 اردیبهشت1386ساعت 14:53  توسط نابخشوده | 

هیچ وقت به خودت مغرور نشو.... برگها همیشه وقتی می ریزند که فکر می کنند طلا شدند.

 
همیشه با به دست آوردن آن کسی که دوستش داریم ، نمی توانیم صاحبش شویم. گاهی لازم است از او بگذریم تا بتوانیم صاحبش شویم.
 
مهم نیست که قطره باشی یا اقیانوس. مهم این است که آسمان در تو منعکس شود.
 
کاش می دانستی انتظار دیدنت چه مجازاتی است. شاید دیگر چشم به راهم نمی گذاشتی.
 
 
افسوس ..... آن زمان که باید دوست بداریم ، کوتاهی می کنیم.  آن زمان که دوستمان دارند، لجبازی می کنیم. وبعد........ برای آنچه از دست رفته آه می کشیم.
 
به همه لبخند بزن اما با یک نفر بخند. همه را دوست داشته باش اما به یک نفر عشق بورز. در قلب همه باش اما قلبت مال یک نفر باشد.
 
دوستت داشتم................. یادت هست؟ گفتم: دوستت دارم. وتو گفتی کوچکی برای دوست داشتن................. رفتم تا بزرگ شوم. اما آنقدر بزرگ شدم که یادم رفت : دوستت دارم.
 
انسانها دو دسته هستند: 1- آنهایی که بیدار هستند در تاریکی. 2- آنهایی که خواب هستند در روشنایی.
 
زندگی کتابی است پرماجرا. هیچ گاه آنرا به خاطر یک ورقش دور نینداز.
 
 
می دانی چرا بین انگشتان دست فاصله است؟ چون یک روزی یک دستی پیدا شود که این فاصله را پْر کند.
 
آنچه کرم ابریشم تا پایان دنیا می پندارد. در نظر پروانه آغاز زندگی است.
 
فرشتگان از خدا پرسیدند: خدایا تو که  بشر را آنقدر دوست داری چرا غم را آفریدی؟ خدا گفت: غم را به خاطر خودم آفریدم. چون این مخلوقه(بشر) تا غمگین نشود به یاد خالقش نمی اُفتد.
 
اگر کتاب زندگی چاپ دوم داشت هرگز نمی گذاشتم که اینقدر غلط چاپی داشته باشد.
   
 
دستم بوی گل می داد. مرا به جرم گل چیدن گرفتند. ومحاکمه کردند. هیچ کس با خود فکر نکرد که شاید من گُلی کاشته باشم.
 
عشق مثل آب می ماند. می توانی در دستانت قایمش کنی. اما آخرش دستهایت را باز می کنی می بینی نیست. قطره قطره چِکه می کند. بدون اینکه بفهمی ، می بینی دستت پراز خاطره است.
 
زنان هوشیار تر از آن هستند که مردانگی خود را ، به مردان نشان دهند.
 
زندگی نه آنقدر شیرین، ومرگ نه آنقدر تلخ است که انسان شرافتش را به آن بفروشد.
 
آن کس که گریه می کند ، یک درد دارد.     آن کس که می خندد ، هزار و یک درد دارد.
 
انسان هیچ وقت بیشتر از آن موقع خود را گول نمی زند که خیال می کند ، دیگران را فریب داده است.
 
ترس از رنج ، از خود رنج بدتر است.
 
معلم گفت: عشق چند بخش است؟ یک بار دستم را بالا تا پایین آوردم وبا خوشحالی گفتم: یک بخش.   
ولی وقتی ترا شناختم فهمیدم عشق سه بخش دارد: 1-عطش دیدنِ تو. 2-شوق با تو بودن. 3- اندوه بی تو بودن.
 
روزی «دروغ» به« حقیقت» گفت: میل داری باهم به دریا برویم وشِنا کنیم. «حقیقت ساده لوح» پذیرفت وگول خورد. آن دو باهم به کنار ساحل رفتند. وقتی به ساحل رسیدند. «حقیقت» لباسهایش را در آورد. «دروغِ حیله گر» لباسهای او را پوشید ورفت. از آن روز همیشه «حقیقت» عریان ولخت وزشت است. اما «دروغ» در لباسِ حقیقت با ظاهری آراسته نمایان وآشکار می شود.
 
 
+ نوشته شده در  یکشنبه 16 اردیبهشت1386ساعت 13:27  توسط نابخشوده | 

رفتي خاطره هاي تو نشسته تو خيالم!
بي تو من اسير دست آرزو هاي محالم!
 ياد من نبودي اما من به ياد تو شکستم!
 غير تو که دوري از من دل به هيچ کسي نبستم!
 هم ترانه ياد من باش!
 بي بهانه ياد من باش!
 وقت بيداري مهتاب عاشقانه ياد من باش!
 اگه باشي با نگاهت ميشه از حادثه رد شد!
 ميشه تو آتيش عشقت گر گرفتن بلد شد!
 اگه دوري اگه نيستي نفس فرياد من باش!
 تا ابد تا ته دنيا تا هميشه ياد من باش...

+ نوشته شده در  یکشنبه 16 اردیبهشت1386ساعت 12:46  توسط نابخشوده | 

کاشکی اون لحظه آخر ، اشکامو تو دیده بودی

که شاید دلت می سوختو حالا تو نرفته بودی 

حالا بی تو پردردم ، پرتردیدمو وحشت 

بی تو بودن خیلی تلخه مثه مرگه توی غربت

همه شبهای بی تو ، اشک حسرت تو چشامه 

من که باورم نمی شه ، شایدم خوابی باهامه !

می دونم برنمی گردی می دونم دوستم نداری

 تو همیشه دوری از من من خزونم تو بهاری 

کاشکی هر لحظه که نیستی ببینی چقدر ضعیفم

که شاید دلت بسوزه واسه این قلب نحیفم 

بی تو بودن مثل مرگه مثل مردن توی خوابه

عزیزم تنهایی سخته مثل عشق بی جوابه

 اما تو رفتی و حالا دیگه هیچکی رو ندارم 

مثل ابرای بهاری شب و روز دارم می بارم 

می دونم عشقت بزرگه حتی از سرم زیاده 

می دونم دلم کوچیکه طاقت درد و نداره

 اما عاشقی همینه اولش خبر نمی ده

واسه مردن پیش چشمات اون اجازه نمی گیره 

رفتی اما تا همیشه دل بهونتو می گیره

 بی وفائی اما قلبم همیشه واست میمیره .

+ نوشته شده در  یکشنبه 16 اردیبهشت1386ساعت 12:23  توسط نابخشوده | 

+ نوشته شده در  یکشنبه 16 اردیبهشت1386ساعت 12:21  توسط نابخشوده | 

تو با اون نگاه گرمت ، توی قلب من نشستی ،

 تو یه احساس قشنگی تو خود آرزو هستی ،

تو یعنی اوج یه رویا ، بی نیاز از همه اما

من واست غرق نیازم ، لبریز از عشق و تمنا ،

وقتی قهر می کنی قلبم می کنه پا در میونی ،

قهر و آشتیات قشنکه تو که از ما بهترونی ،

می گی تنها تو به چشمم تو فقط این جوری هستی ،

تو می گی دید من اینه ، خب خودت بگو کی هستی ؟

نگو یه ادم ساده ، واسه من فرشته ای تو

مثه واژه های نابی توی هر نوشته ای تو ،

نه سیاهی ، نه سفیدی تو خود رنگین کمونی ،

تو هوایی ، نفسی تو ، می میرم اگه نمونی

تو مثه معجزه هستی واسه من از همه سرتر ،

تو به من بخشیدی خوبم با نگات یه حس برتر ،

تو نگات عاشقونس ، خیلی خیلی مهربونی تو بتی

من بت پرستم ، با توام ابرو کمونی ،

تو یه غصه قشنگی واسه چشمام لالایی

همه خوبیارو داری ، ولی حیف

(( تو بی وفائی ))

+ نوشته شده در  یکشنبه 16 اردیبهشت1386ساعت 12:8  توسط نابخشوده | 

من ادعا نمی کنم، همواره به یاد کسانی هستم که دوستشان دارم
ولی
می توانم ادعا کنم که لحظاتی که به یادشان نیستم نیزدوستشان دارم.


*****
عشق ورزیدن را از کویر بیاموزیم که دریا بودنش را به آفتاب بخشید.


*****
مورد علاقه بودن، قدرت می آورد
وعلاقه مند شدن،جسارت

*****
چون کسی به تو بدی کرد
تو می توانی،بدی اش را فراموش کنی،
اما
اگرتوهم به اوبدی کنی
همیشه بدی ات،درخاطرت می ماند.

*****
دوست داشتن کسی که سزاواردوستی نیست....اسراف درمحبت است

*****
به جای اینکه دروغ بگی که وقتی راست گفتی حرفتو باورنکنن
راست بگو
که اگه یه بارم دروغ گفتی، حرفتو باورکنن

*****
هیچگاه نگذار
درکوهپایه های عشق کسی دستت رابگیرد
که احساس می کنی درارتفاعات ان را رها خواهد کرد

*****
دوست داشتن ....دل می خواد نه دلیل.

+ نوشته شده در  یکشنبه 16 اردیبهشت1386ساعت 12:0  توسط نابخشوده | 

www.t a r a n e h h a g r o u p s.blogfa.com

رخصت بده که بشکنم غرورم و به پاي تو ...

فرصت بده که جون بدم به حرمت صداي تو ...

مهلت بده تو شهر تو دوباره دربدر بشم ...

از اشتعال بوسه هات يه تل خاکستر بشم ...

بزار که رنگ گونه هات منو به مسلخ بکشه ...

 بختک سرد بي کسي از رو دريچه رد بشه ...

با رخصت نگاه تو البرز و از جا مي کنم ...

رو خواب شب خط مي کشم به قلب فردا مي زنم ...

نمي زارم دست نسيم به گرد عطرت برسه ...

 براي از طرح رد شدن فکر نوازشت بسه ...

بودن تو غنيمته حتي براي يه نفس ....

نزار که بي تو کم بشم تو ازدحام اين قفس ...

فرصت بده کنار تو به خواب گل پا بزارم ...

جراحت هجرتت و پشت سرم جا بزارم ...

کمي کنار من بمون فرصتمون خيلي کمه ...

بدون همراهي تو شکستنم دم به دمه

+ نوشته شده در  یکشنبه 16 اردیبهشت1386ساعت 11:57  توسط نابخشوده | 
 

می دانم که
همه ی حر فهایم تکراریست
مثل کوبیدن بر دری بسته
بی امید باز شدن

اما چه کنم؟
دوباره رنگ نگاهم پریده است
دو باره صدایم نفس نفس می زند


کسی از کوچه دلم نمی گذرد
کسی جوانیم را با خود می برد
چیزی در قلبم فرو می ریزد
چیزی در من تمام می شود

مثل کودکی هایم که مرده اند

و من دوباره
تنها مسافر این جاده بی عبور خواهم شد
بی حضور خورشید
بی نور ماه
و در تمام راه
باد در گوشم
آواز خواهد خواند
و من با خود
گل های یادگاری
خواهم برد
و آرزو می کنم
که رد پایم
به این زودی پاک نشود


و سر انجام
خواهم رسید
به آن دو راهی همیشگی
زندگی کردن
یا زندگی را تحمل کردن؟؟؟

Hosted by FreeImageHosting.net Free Image Hosting Service

+ نوشته شده در  یکشنبه 16 اردیبهشت1386ساعت 0:36  توسط نابخشوده | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
حرفهای ما هنوز ناتمام...
تا نگاه می کنی..
وقت رفتن است...
باز هم همان حکایت همیشگی...!

پیش از آن که باخبر شوی...
لحظه ی عزیمت تو ناگزیر می شود...

آی...
ای دریغ و حسرت همیشگی...!

ناگهان چقدر زود دیر می شود...!

پیوندهای روزانه
اخبار ایران و جهان
مجله بلاگفا
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
هفته چهارم فروردین 1387
هفته چهارم اسفند 1386
هفته سوم اسفند 1386
هفته دوم آذر 1386
هفته چهارم آبان 1386
هفته سوم آبان 1386
هفته اوّل آبان 1386
هفته سوم مهر 1386
هفته دوم مهر 1386
هفته چهارم مرداد 1386
هفته اوّل مرداد 1386
هفته چهارم تیر 1386
هفته دوم تیر 1386
هفته اوّل تیر 1386
هفته اوّل خرداد 1386
هفته سوم اردیبهشت 1386
هفته اوّل اردیبهشت 1386
هفته چهارم فروردین 1386
هفته اوّل فروردین 1386
هفته دوم اسفند 1385
هفته سوم بهمن 1385
هفته اوّل بهمن 1385
هفته سوم دی 1385
هفته اوّل دی 1385
هفته چهارم آذر 1385
هفته سوم آذر 1385
هفته دوم آذر 1385
هفته اوّل آذر 1385
هفته چهارم آبان 1385
هفته سوم آبان 1385
هفته دوم آبان 1385
پیوندها
گالری عکس (عشق من)
نابخشوده (نازی و عشقش)
پسر ایرونی
sad boy
دانلود موزیک
موزیک
غریبی بد دردی است
ايهاب
عاشق واقعی
کلبه عشق
آسمان و ریسمان
متال
دادار
هر چه می خواهد دل تنگت بگو
Deadnight
باران کمال
يك درد ساده
اشعار عاشقانه من
عشق آزاد
يادداشتهاي يك خبرنگار
آخه دل من
خدای ترفندها
دشتستان عشق
عشق محبت دوستي
اشک باران
نقاشی دیجیتالی
بی کس
سياه و سپيد
در کوی عشق
مرگ سکوت
عشق سوخته
سیاه و سپید
طوفان حریف من نیست وقتی تو ناخدایی
شبرنگستان
انتظار یک عاشق
عاشقانه های رنگین کمون
بی خیال
روح.راه.ارامش
پر از مطالب بيست
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

دیجیتال کیوان