تبليغاتX
خداحافظ ای همنشین همیشه
من گرفتار سنگيني سکوتي هستم که گويا قبل از هر فريادي لازم است

+ نوشته شده در  پنجشنبه 5 بهمن1385ساعت 10:10  توسط نابخشوده | 

 

خسته ام از ارزوها ، ارزوهای شعاری

شوق پرواز مجازی ، بالهای استعاری

 

لحظه های کاغذی را ، روز و شب تکرار کردن

خاطرات بایگانی ، زندگی های  اداری

 

افتاب زرد و غمگین ، پله های رو به پایین

سقفهای سردو سنگین ، اسمتنهای اجاری

 

با نگاهی سر شکسته  ، چشمهایی پینه بسته

خسته از درهای بسته ، خسته از چشم انتظاری

 

صندلیهای خمیده ، میز های صف کشیده

خنده های لب پریده ، گریه های اختیاری

 

عصر جدولهای خالی ، پارکهای این حوالی

پرسه های بی خیالی ، نیمکتهای خماری

 

رونوشت روزها را ، روی هم سنجاق کردم

شنبه های بی پناهی ، جمعه های بی قراری

 

عاقبت پرونده ام را ، با غبار ارزوها

خاک خواهد بست روزی ، باد  خواهد برد  باری

 

روی میز خالی من ، صفحه باز حوادث

در ستون تسلیتها، نامی از ما یادگاری

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 5 بهمن1385ساعت 10:8  توسط نابخشوده | 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 5 بهمن1385ساعت 10:1  توسط نابخشوده | 

منو بی صدا نبین ‚ صد تا ترانه با منه
 تو دل هر نفسم صد تا غزل جون می کنه
 می خوام از عطر تن تو نفسی تازه کنم
 به سکوت شب بگو موقع خود شکستنه
پلکای سنگی من وا میشه رو به نور تو
بازم آفتاب می گیرم تو سایه ی حضور تو
توی چاردیوار گریه تو رو فریاد می زنم
 پشت این پنجره ام منتظر عبور تو
 حرفای روشن تو حرف حساب بود شاپرک
چشمای عاشق من اون روزا خواب بود ‚ شاپرک
آخرین فصق نفس ‚ فصل غروب بوسه ها
فصل همدستی شاخه و طناب بود ‚ شاپرک
اگه فکر کنی رسیدی تا ابد نمی رسی
 اگه خوب نباشی به معنی بد نمی رسی
 می شی مرداب اگه این برکه رو دریا نکنی
اگه رودخونه نشی به حرف سد نمی رسی
رو به ایینه دعا کن تا برمبه آسمون
 کاری کن ابری نشه حال و هوای قصه مون
من رو با خودت ببر آخر این فاصله ها
اونجا که خسته میشه کبوتر نامه روسن
 حرفای روشن تو حرف حساب بود شاپرک
چشمای عاشق من اون روزا خواب بود ‚ شاپرک
آخرین فصق نفس ‚ فصل غروب بوسه ها
فصل همدستی شاخه و طناب بود ‚ شاپرک

+ نوشته شده در  پنجشنبه 5 بهمن1385ساعت 9:56  توسط نابخشوده | 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 5 بهمن1385ساعت 9:50  توسط نابخشوده | 

فال اون دختر کولی تو خیابون یادته ؟
گفت دل شیشه ییم رو می شکنی آسون ‚ یادته؟
تو می گفتی که دروغه !‌ ما همیشه با همیم
لحظه ی تلخ جدایی دلامون ‚ یادته ؟
حالا هی نامه ها رو به قاصدک ها می سپارم
می نویسم که هنوزمثل قدیم دوست دارم
قاصدک ها توی دست باد میرن یه جای دور
من تو هر ترانه یی اسمت رو صد بار میارم
حالا که نامه ها رو گم می کنه نامه رسون
نازنینم !‌ به خودت سلام ما رو برسون
نگو یادت نمیاد اون همه حرفای قشنگ
نگو تکرار نمیشن خاطره های رنگ به رنگ
حالا من تو هر ترانه می شکنم هزار دفه
حالا قصه مون شده افسانه ی ماه و پلنگ
تو همیشه دور دوری ‚ من همیشه پا به پات
چشم براه دیدنت ‚ منتظر زنگ صدات
هر جای قصه که هستی این حقیقت رو بدون
یه نفر تا ته دنیا نامه می فرسته برات
حالا که نامه ها رو گم می کنه نامه رسون
نازنینم !‌ به خودت سلام ما رو برسون

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 5 بهمن1385ساعت 9:47  توسط نابخشوده | 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 5 بهمن1385ساعت 9:41  توسط نابخشوده | 

نامه

می نویسم حال روزگارم تو یه نامه برای تو، دخترک
یکه موندم میون گود سکوت من دچارم به یه جنگ صد به تک
اینجا جوشیدن من بی ثمره مث چشمه وسط دشت نمک
با صدام دفتر  شب ورق نخورد کسی دل نداد به حرف بی کلک
آخه آدما دروغ  دوس دارن شب روز رؤیا می ریزن تو الک
همه فواره ها درو شدن همه ی خاطره ها زدن کپک
هی ستاره کم میشه از آسمون کسی به دیو سیا نداره شک
انگاری دوباره جادوگر  شب از پس پنجره می کشه سرک
باید این نامه تموم بشه، ببین خون من زد روی کاغذش شتک
حرف آخرم همینه، عشق من دل برای دیدن تو زده لک
تو خودت آخر نامه رو بخون خون پاشیده رو برای قاصدک

ما کجا و شما کجا!

ببخشین این جسارت که گفته بودیم عاشقیم
گفته بودیم واسه شما، ما تنها فرد  لایقیم
ببخشین این جسارت ! ماه  قشنگ  نازنین
جای شما آسمونه، جای ما خک  این زمین
ببخشین این جسارت که دل هنوز در به دره
یه عمره که گلیممون، از پای ما کوتاه تره

حتا یه بارم واسه ما زمونه پا نداده
فکر خیال شما هم از سرما زیاده

ما رو ببخشین که رو باد، خونه می ساختیم براتون
ما رو ببخشین که هنوز یادمونه خنده هاتون
ما رو ببخشین! که هنوز خوابا رو جدی می گیریم
ما کجا و شما کجا! شما زیادین واسه ما
ما کم میاریم پیش اون، چشم عسل ریز شما

حتا یه بارم واسه ما زمونه پا نداده
فکر خیال شما هم از سرما زیاده

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 5 بهمن1385ساعت 9:24  توسط نابخشوده | 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 5 بهمن1385ساعت 9:3  توسط نابخشوده | 

چقدر دوست داشتم یک نفر از من می پرسید چرا نگاه هایت انقدر غمگین است ؟ چرا لبخندهایت انقدر بی رنگ است ؟ اما افسوس ... هیچ کس نبود همیشه من بودم و من و تنهایی پر از خاطره . آری با تو هستم .. با تویی که از کنارم گذشتی... و حتی یک بار هم نپرسیدی چرا چشم هایت همیشه بارانی است

 همه به دنبال جايی بودند تا قايم بشوند نظافت خودش را به شاخ ماه آويزان کرد. خيانت داخل انبوهی از زباله ها مخفی کرد. اصالت به ميان ابرها رفت و هوس به مرکززمين به راه افتاد دروغ که می گفت به اعماق کوير خواهد رفت ، به اعماق دريا رفت ! طعم داخل يک سيب سرخ قرار گرفت. حسادت هم رفت داخل يک چاه عميق . آرام آرام همه قايم شده بودند و ديوانگی همچنان می شمرد:هفتادوسه،...... هفتادو چهار اما عشق هنوز معطل بود و نمی دانست به کجا برود. تعجبی هم ندارد قايم کردن عشق خيلی سخت است. ديوانگی داشت به عدد 100 نزديک می شد که عشق رفت وسط يک دسته گل رز و آرام نشست ديوانگی فرياد زد، دارم ميام، دارم ميام همان اول کار تنبلی را ديد. تنبلی اصلا تلاش نکرده بود تا قايم شود! بعدهم نظافت را يافت و خلاصه نوبت به ديگران رسيد اما از عشق خبری نبود

روزي دروغ به حقيقت گفت : مــــيل داري با هم به دريـــا برويم و شنـــا كنيم ، حقيقــت ساده لــوح پذيرفت و گول خورد . آن دو با هم به كنار ساحل رفتند ، وقتي به ساحل رسيدند حقيقت لباسهايش را در آورد . دروغ حيلــــه گـــر لباسهاي او را پوشيد و رفت . از آن روز هميشه حقيقت عــــريان و زشت است ، اما دروغ در لبــــــاس حقيقت با ظاهري آراسته

 اینگونه زندگی کن:ساده اما زیبا،مصمم اما بیخیال، متواضع اما سر بلند،مهربان اما جدی،سبز اما بی ریا،عاشق اما عاقل

وقتي دلتنگ شدي به ياد بيار کسي رو که خيلي دوستت داره وقتي نااميد شدي به ياد

بيار کسي رو که تنها اميدش تويي وقتي پر از سکوت شدي به ياد بيار کسي رو که به

صدات محتاجه وقتي دلت خواست از غصه بشکنه به ياد بيار کسي رو که توي دلت يه

کلبه ساخته!!!

+ نوشته شده در  پنجشنبه 5 بهمن1385ساعت 8:55  توسط نابخشوده | 

بچه که بودم فقط تا ده بلد بودم بشمارم،دنیا ده تا بیشتر نبود،از بابا ده تا بستنی می خواستم،مامان را ده تا دوست داشتم،ولی حالا نمی دونم ته دنیا چند تاست،نهایت دوست داشتن چقدره،فقط اینو می دونم که اندازه ی همون ده تای بچگیم دوستت دارم!!

میدونی وقتی خدا داشت بدرقه ات می کرد بهت چی گفت ؟جایی که میری مردمی داره که می شکننت نکنه غصه بخوری من همه جا باهاتم . تو تنها نیستی . توکوله بارت عشق میزارم که بگذری، قلب میزارم که جا بدی، اشک میدم که همراهیت کنه، ومرگ که بدونی برمیگردی پیشم ....

به کي بگم که دوريت خواب شبامو برده همان روزاست بهت بگم پشم انتظارت مونده به کي بگم غم تو حسابي داغونم کرد واسه دوري از تو خسته و حيرونم کرد کي باورش مي شه من خونو به گريه کردم عمرو جوونياموبه جاده هديه کردم گلاي ياس و مريم شاهد اين گذارن مي خوام که زندگي کنم اگه اونا بذارن دلم برات چه تنگه دنيا دلش چه سنگه مي دونه خيلي پيرم مي خواد با من بجنگه دنيا حسابي ما رو دوره خودش دوونده صبرم زياده اما عمري ديگه نمونده...

از کسی که دوستش داری ساده دست نکش، شاید دیگه هیچ کسو مثل ان دوست نداشته باشی و از کسی هم که دوستت داره بی تفاوت عبور نکن چون شاید هیچ وقت هیچ کس تو را مثل ان دوست نداشته باشه

 آيينه پرسيد كه چرا دير كرده است نكند دل ديگري او را سير كرده است... خنديدم و گفتم او فقط اسير من است تنها دقايقي چند تأخير كرده است. گفتم امروز هوا سرد بوده است شايد موعد قرار تغيير كرده است... خنديد به سادگيم آيينه و گفت: احساس پاك، تو را زنجير كرده است ... گفتم از عشق من چنين سخن مگوي ...گفت خوابي، سال‌ها دير كرده است... در آيينه به خود نگاه مي‌كنم ، آه! عشق تو عجيب مرا پير كرده است. راست گفت آيينه كه منتظر نباش او براي هميشه دير كرده

 مي دونستي اشک گاهي از لبخند با ارزش تره؟ چون لبخند رو به هر کسي مي توني هديه کني اما اشک رو فقط براي کسي مي ريزي که نمي خواي از دستش بدي

+ نوشته شده در  دوشنبه 2 بهمن1385ساعت 12:19  توسط نابخشوده | 

دیوونه بازی در نیار ،بهونه دست من نده
شوق غرورم رو نکش، دل به شکست من نده
پشت سر سادگیهام ، با این واون حرفی نزن
وگرنه به خدا قسم ،دیگه نه تودیگه نه من
اگه لج ولجبازیه ،من از حالا برنده ه ام
قفس کدومه ،غم چیه، پر نزده پرنده ام
پاش که بیفته،  حتی من غرور سنگ می شکنم
دیوونگی گل میکنه، قید این عشقو می زنم
این همه مردیم واسه تو، یه بار نشد که تب کنی
فقط می خواستی کاسه صبرمو لب به لب کنی
دونه به دونه مو به مو ،حساب کار  تو دستمه
اینجوریاس که بی تو هم ،دنیا به ناز شستمه

+ نوشته شده در  دوشنبه 2 بهمن1385ساعت 12:12  توسط نابخشوده | 

یه شب چراغ  بی نفس،مونده برام همین بس
امان از این راه بلند، امان از آخرین نفس
یه قفل بسته رو دلم، یه بغض  کهنه تو گلوم
یه شاخه گل کنارم، یه چشم خسته روبروم
دریا سکوت کرده و، پرنده پر نمی زنه
تو این غروب واپسین، کسی به در نمی زنه
کوچه پر از سکوت غم، صدای خیس شیونه
تیک تیک ساعت اجل، رو لحظه پرپر می زنه
میگذره باز شهاب مرگ، از آسمون خشک سرد
رو شاخه ی درخت شب، سبد سبد میوه ی درد...

+ نوشته شده در  دوشنبه 2 بهمن1385ساعت 12:10  توسط نابخشوده | 

با این سکوت یخ زده،که جنگل قدم زده
پرنده ی ترانه خون حال روزش خیلی بده
دست سکوت تردید، راه صداش بسته
آینه ی  رو به خورشید، یه عمر که شکسته
میگن تو جنگل سرد، با اینکه روز رسیده
بس که سکوت اونجا،هیشکی اون ندیده
بارون برف سرما،سوغاتی سکوت
عاقبت پرنده، تو این هوا سقوط
 بازم یه روز دیگه، بازم یه جنگل سرد
باز یِه پرنده تنها، با کوله باری از درد
قصه ی این پرنده قصه ی باد  برگ
وقت ترانه خوندن، همون لحظه ی مرگ
 چی کار داری پرنده، کی مونده و کی مرده
شغال پیر جنگل غذای شیر خورده
قانون  جنگل این ، بهانه بی بهانه
برای زنده موندن،ترانه بی ترانه

+ نوشته شده در  دوشنبه 2 بهمن1385ساعت 12:5  توسط نابخشوده | 

گفتی تو روزهای آخر تو بخیرما به سلامت
گفتی من برنمی گردم دیدن ما به قیامت
پشت پات اشکامو ریختم که توبرگردی دوباره
دل نا قافلم اما تا
ابد تو انتظار
تومثل ستاره بودی توی تاریکی شبهام
یادت صدات میکردم نارنین من تو رو میخوام
عاشقونه دل باختم اما تو باور نکردی
گل عشق خاطرات
پیش روم پرپرمی کردی
تنهایی گذاشتی رفتی که بگی دیدی نموندم
بادلی شکسته حتی قصه رفتن نخوندم
چشم براهت من تنها
بارون اشکام می باره
رو کویر گونه من گلهای حسرت می کاره
تو همیشه مهربونی واسه این دل شکسته
واسه احساس لطیفم که فقط دل به تو بسته
تو برویادت بمونه
دل عاشق دیوونه
تا ابد توانتظارت همیشه ازتومی خونه
 

+ نوشته شده در  دوشنبه 2 بهمن1385ساعت 11:44  توسط نابخشوده | 

با تو هستم اي مسافر اي به جاده تن سپرده
اي که دلتنگي غربت من و از ياد تو برده
هنوزم هواي خونه عطر ديدار تو داره

گل به گل گوشه به گوشه تو رو ياد من مي ياره
با تو من چه کرده بودم که چنين مرا شکستي
بي وداع و بي تفاوت سرد و بي صدا شکستي
به گذشته برمي گردم به سراغ خاطراتم
تازه ميشود دوباره از تو داغ خاطراتم
به تو ميرسم هميشه در نهايت رسيدن
هر کجا باشي و باشم به تو بر مي گردم از من
اين تويي هميشه من توي آيينه تقدير
باهمه شکستم از تو نيستم از دست تو دلگير
با تو من چه کرده بودم که چنين مرا شکستي
بي وداع و بي تفاوت سرد و بي صدا شکستي
به گذشته برمي گردم به سراغ خاطراتم
تازه ميشود دوباره از تو داغ خاطراتم
به تو ميرسم هميشه در نهايت رسيدن
هر کجا باشي و باشم به تو بر مي گردم از من
اين تويي هميشه من توي آيينه تقدير
باهمه شکستم از تو نيستم از دست تو دلگير
با تو من چه کرده بودم که چنين مرا شکستي
بي وداع و بي تفاوت سرد و بي صدا شکستي

+ نوشته شده در  دوشنبه 2 بهمن1385ساعت 11:43  توسط نابخشوده | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
حرفهای ما هنوز ناتمام...
تا نگاه می کنی..
وقت رفتن است...
باز هم همان حکایت همیشگی...!

پیش از آن که باخبر شوی...
لحظه ی عزیمت تو ناگزیر می شود...

آی...
ای دریغ و حسرت همیشگی...!

ناگهان چقدر زود دیر می شود...!

پیوندهای روزانه
اخبار ایران و جهان
مجله بلاگفا
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
هفته چهارم فروردین 1387
هفته چهارم اسفند 1386
هفته سوم اسفند 1386
هفته دوم آذر 1386
هفته چهارم آبان 1386
هفته سوم آبان 1386
هفته اوّل آبان 1386
هفته سوم مهر 1386
هفته دوم مهر 1386
هفته چهارم مرداد 1386
هفته اوّل مرداد 1386
هفته چهارم تیر 1386
هفته دوم تیر 1386
هفته اوّل تیر 1386
هفته اوّل خرداد 1386
هفته سوم اردیبهشت 1386
هفته اوّل اردیبهشت 1386
هفته چهارم فروردین 1386
هفته اوّل فروردین 1386
هفته دوم اسفند 1385
هفته سوم بهمن 1385
هفته اوّل بهمن 1385
هفته سوم دی 1385
هفته اوّل دی 1385
هفته چهارم آذر 1385
هفته سوم آذر 1385
هفته دوم آذر 1385
هفته اوّل آذر 1385
هفته چهارم آبان 1385
هفته سوم آبان 1385
هفته دوم آبان 1385
پیوندها
گالری عکس (عشق من)
نابخشوده (نازی و عشقش)
پسر ایرونی
sad boy
دانلود موزیک
موزیک
غریبی بد دردی است
ايهاب
عاشق واقعی
کلبه عشق
آسمان و ریسمان
متال
دادار
هر چه می خواهد دل تنگت بگو
Deadnight
باران کمال
يك درد ساده
اشعار عاشقانه من
عشق آزاد
يادداشتهاي يك خبرنگار
آخه دل من
خدای ترفندها
دشتستان عشق
عشق محبت دوستي
اشک باران
نقاشی دیجیتالی
بی کس
سياه و سپيد
در کوی عشق
مرگ سکوت
عشق سوخته
سیاه و سپید
طوفان حریف من نیست وقتی تو ناخدایی
شبرنگستان
انتظار یک عاشق
عاشقانه های رنگین کمون
بی خیال
روح.راه.ارامش
پر از مطالب بيست
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

دیجیتال کیوان