تبليغاتX
خداحافظ ای همنشین همیشه
من گرفتار سنگيني سکوتي هستم که گويا قبل از هر فريادي لازم است

الينا بهت مي كنم سلام

بدون خيلي عزيز هستي برام

اين نيست فقط يك كلام

اين هست حقيقت حرفام

دوست داشتنم نيست زودگذر

هست تا قيامت هست تا آخر

باور كردن حرفام نيست مشكل

بدون هستي واسم خيلي خوشكل

آرامش هست توي صدات

گرمي هست توي نگات

هر لحظه حاضرم بشم فدات

شدم ديوونه اون چشات

پر از احساس اون سكوتت

چه جوري بگم شدم عاشقت

مي خوام بگم حرف دلم رو به تو

جون نمي مونم حتي يه لحظه بي تو

قلبم به خاطر تو زندست

ولي تو نباشي يه قلب مردست

عشقت توي رگ و خونم

قكر و يادت توي روح و وجودم

پس بدون هستم يه عاشق حقيقي

بدون تو هرگز ندارم زندگي

+ نوشته شده در  یکشنبه 17 دی1385ساعت 15:2  توسط نابخشوده | 

از روزگار دلم گرفته از این تکرار دلم گرفته
دلم می خواد گریه کنم
بارون ببار دلم گرفته

برای گم کردن خویش
رها شدن از کم و بیش
برای در خود گم شدن
جدا از این مردم شدن

بهانه ی گریه می خوام
بهانه ی فریاد زدن
بیا تو باش ای مهربان
بهانه ی گریه ی من

از روزگار دلم گرفته
از این تکرار دلم گرفته
دلم می خواد گریه کنم
بارون ببار دلم گرفته

از من دیگه هیچی نمونده
یه قصه ام صد باره خونده
امروز هوا هوای گریه س
گونه هامو بارون پوشونده

ابر غمم بارون نمی شه
درد سکوت درمون نمی شه
بخون برام از پشت شیشه
درد سکوت درمون نمی شه

از روزگار دلم گرفته
از این تکرار دلم گرفته
دلم می خواد گریه کنم
بارون ببار دلم گرفته

+ نوشته شده در  شنبه 16 دی1385ساعت 13:47  توسط نابخشوده | 

  با همون نگاه اول توي قلبم خونه كردي

  مثل يك پرنده از عشق توي سينه لونه كردي

  دلو بردي و نگفتي كه دلي به اين ظريفي

  واسه باختن نا نداره كه ببازه به غريبي

  تو هموني كه تو قلبم قد دنيا خونه داره

  توي تك باغ دل من گل خوشبختي مي كاره

  تو همون كوهي كه اسمت به لبم خنده مياره

  اگه باشي تا هميشه ديگه اين دل غم نداره

  عشق تو يه ا سمونه پر از نور و قشنگي

  دل ساده كه نفهميد تو قشنگ اما دورنگي

  تو كه احساسي نداري چرا با من عهد بستي

  به خدا كه بي وفايي اخه تو پيمون شكستي

  تو هموني كه تو قلبم قد دنيا خونه داره

   توي تك باغ دل من گل خوشبختي مي كاره

  تو همون كوهي كه اسمت به لبم خنده مياره

   اگه باشي تا هميشه ديگه اين دل غم نداره

  من كه باز دارم  هنوزم توي خاطرات مي سوزم

  ياد ظلماي گذشته سياه كرده شب و روزم

  دوست دارم يادت، تو سينه واسه هميشه بميره

  تو شكست سخته عشقت دلم عبرتي بگيره

  تا بفهمه توي دنيا خيلي از عشقا فريــبــــــــــه

 

+ نوشته شده در  شنبه 16 دی1385ساعت 13:45  توسط نابخشوده | 

شوق دیدن تو چشام، داره کم کم می میره
درد گفتن داره باز، من از سر می گیره
یه نفر پشت نقاب، داره هق هق می زنه
شکلِ من نیس ولی خب،جنسش از جنس منه
هر دو از جنس غمیم، پا به زنجیر سکوت
ما هوای  مرده ایم، تو گلوی یه فلوت
یکی از ما دو نفر، منو انداخت تو قفس
حالا فریاد ندارم ، حتی قد یه نفس
منو اون دوره شدیم، مِثِه درسای کتاب
به فلک بسته شدیم، واسه حرفای  حساب
حرفامون گم شد و رفت، لای  ترس اضطراب
ولی باز فلک شدیم، ما به جرم اعتصاب
ما رو هیچ کس نشنید،نه تو بیداری نه خواب
به ما گفتن که فقط، یه حبابیم روی آب
ما به ماه خیره شدیم، خورشید  سر بریدن
قاتل نشون دادیم، ولی هیچ وقت ندیدن
جنگل خواب می دیدیم، رو درخت خط کشیدن
شکل دریا کشیدیم ، کشتیا سر رسیدن
داره این پنجره رو، یکی باز در می زنه
انگار از بخت سیا، وقت رفتن  منه
منو من دوره شدیم، لای  برگای  کتاب
یکی گفت تو گوشمون، بمونین پشت نقاب
ما به در طعنه زدیم، تا که دیوار بدونه
حرف سر بسته زدیم، هر کی هر جور بخونه...

+ نوشته شده در  شنبه 16 دی1385ساعت 13:42  توسط نابخشوده | 

وقتی قرار عمر عشق سربرسه
بهتره قصه به آخر برسه
بهتره که دورنریزی اشکاتو
بهتره هدرندی گریه هاتو
وقتی قرارعاشق تنها بشی
بهتره که دیگه ازدل نباشی
می
رم
خط میکشم رواسم تو
میرم باطل میشه طلسم تو
وقتی قرارعشق بشه یه خاطره
بهتره خاطره ازیادم بره
حس میکنم که دیگه وقت رفتنه
جاده مثل سایه دنبال منه
وقتی آدم توعاشقی بد میاره
وقتی که هیچکسی و دوست نداره
بهتره که دورنریزی اشکاتو
بهتره هدر
ندی گریه هاتو
توباید یاد بگیری که عشق چیه
بدونی عاشق چشم برات کیه

+ نوشته شده در  شنبه 16 دی1385ساعت 13:41  توسط نابخشوده | 

قصه تمومه عشق من! فاصله رو صدا بزن
اینجوری خیلی بهتره ‚ هم واسه تو هم واسه من
قصه تمومه ‚ عشق من !‌ باید من رو جا بذاری
باید صدام رو تو شب ترانه تنها بذاری
بدون تو سایه ی من تنها نشونی منه
بغض ترانه ساز من کنار تو نمی شکنه
دل سپردن رمز قفل این حصار تو به تو نیست
با تو بودن بهترینه ! اما ختم جستجو نیست
اونور دیوار شب باش ! تا من از تو ما بسازم
انعکاس این ترانه ‚ آخرین آواز قو نیست
باید بری تا بتونم این شب رو نقاشی کنم
طعم گس نیشای این عقرب رو نقاشی کنم
باید بری !‌دوس ندارم شب به تو چپ نگاه کنه
دوس ندارم دستای شب ‚ صورتت رو سیاه کنه
 نه تو من ‚ نه من تو ‚‌ تو این شبا ما نمیشه
 عشق عظیم ما دوتا ‚ زیر یه سقف جا نمیشه
 دل سپردن رمز قفل این حصار تو به تو نیست
با تو بودن بهترینه ! اما ختم جستجو نیست
 اونور دیوار شب باش ! تا من از تو ما بسازم
انعکاس این ترانه ‚ آخرین آواز قو نیست

+ نوشته شده در  شنبه 16 دی1385ساعت 13:38  توسط نابخشوده | 

از وقتی رفتی از پيشم يه کم واست دلواپسم
حالا گذشته ها گذشت ديگه بهت نمی رسم
ديگه گذشته خاطره نمونده حتی نفسی
نمونده حتی اسم من روی نگين يک کسی
مگه می شه ستاره چيد از تو شب دلواپسی
ستاره مون شده حالا چشم و چراغ هر کسی
نه عشق می خوام نه خاطره بزار فراموشش کنم
کاشکی می شد ستاره تُ يه جوری خاموشش کنم
کاشکی می شد ديگه صدات يه جور به گوشم نرسه
کاشکی می شد يه جورايی راهها از هم جدا بشه
ببين هنوز اسم تو رو گوشه ی قلبم می بينم!!
به ياد خاطراتمون هنوز واست گل می چينم!!
هر روز به ياد اون روزها به حافظم سر می زنم
يه فال حافظ می گيرم اون وقت به جاش من می ميرم
چی شد ازم گذشتی و حتی به خوابت نمی يام
زدی شکستی قلبم و گفتی که ديگه نمی خوام
فکر نکنی سراغتُ از قاصدک نمی گيرم
تو آسمون ستاره ای برای تو نمی چينم
هنوز سئواله واسه من چی شد گذشتی از دلت
چی شد نيومدی ديگه سر قرار هر شبت
روز وداع عشقمون من می دونم يادت می ياد
فقط با عذر ساده ای گفتی خدا هم نمی خواد!
فکر نکنی نبخشيدم واست دعا نمی کنم
وقتی می رم پيش خدا تو رو صدا نمی کنم
فکر نکنی حالا می خوام بازم بيای سراغ من
باشی مثِ گذشته ها تک گل سرخ باغ من
دلت رو ديگه پس دادم شايد بشه مال کسی
شايد هم از ما بهترون بشه برات هم نفسی
اما يادت بياد عزيز اگه يه روز پر کشيدم
با قاصدکهای دلت به آسمون سر کشيدم
بيا سر مزار من گل بفرست هنوز واسم
اما يادت بياد که من هنوز برات دلواپسم


+ نوشته شده در  شنبه 16 دی1385ساعت 13:36  توسط نابخشوده | 

تو سرزمین بی کسی،از تو نوشتن عادتِه
تو نیستی قلب آسمون،همش پر از شکایته
تو دفترِ ترانه هام،باز داری غیبت می خوری
با تیغ  تیز دوریات، ترانه رو سر می بری
بهونه هام داد می زنن،فاصله خیلی سنگینه
تو جاده های انتظار، قلب ترانه غمگینه
 با اون صدای آشنا ، صدام بزن دوباره
 تو ز مهری عاشقی ، بگو بازم بهاره
 وقتی باشی تو اوجم، رو قله ی ترانه
وقتی نباشی خستم، اسیرِ یک بهانه
من از تو قصه گفتم، تو کوچه های غربت
دل به غمت سپردم، واسه شروع  صحبت
با تو نفس کشیدم ، با تو خدا رو دیدم
با تو از آسمونا، شبا ستاره چیدم
 تو فصل سبز عاشقی، بیا که فریاد بزنیم
بیا به فکرِ روز باشیم، شبا رو از یاد ببریم
اگه تو پیش من باشی، یه قوس  رنگی می شمِ
تو لحظه های تلخ  شب، طعم ترانه می چشم        
برگ سفید دفترم، با تو پر از صدا می شه
بادبادک بچگیام، به عشق تو هوا می شه

+ نوشته شده در  شنبه 16 دی1385ساعت 13:34  توسط نابخشوده | 

« عکس چشات»

به قلب من خرده نگیر به اون که عاشق تو
به اون که با دستای تو ستاره ها رو می شمره

به چشم من نگاه بکن شاید اونا هم بدونن
همین نگاه سبز توست که من رو زنده می کنه

تموم لحظه های من بدون تو کشته شدند
جون نمونده تو تنم رفتش و من تموم شدم
حالا اگه تو نباشی چی بسرم می خواد بیاد؟
روزا رو زنده بمونم شاید که مرگ من بیاد !

همه ی خاطرات تو برای من تموم شدند
ولی نمی دونم چرا عکس چشات پاک نشدند...

                                         

                                        « قرار عشق»

                              یه نفر تو آخرین ثانیه ها از راه رسید
                                 اون با آخرین ستاره، دست مهتابو بوسید
                                 اون ،تو اولین قرارِ عاشقی پیشم نشست 
                               اون با چشمای قشنگش غم قصه رو شکست
                                   اون همون لحظه رسید که عاشقی میخواست بمیره
                                       اون اومد تا عاشقی رونق بگیره
                                        میدونست لحظه ی دیدار منه
                                        میدونست هنوز ستاره روشنه
                                   اون سرِ ساعت عاشقی من، جوونه کرد
                                         اون منو عاشق آشیونه کرد
                                 اولین قرارِ عشقو تو چشای اون نشستم        
                              آخرین شبای عشقو تو چشای اون شکستم
                                        دل من هنوز نداره اینو باور
                                که قشنگترین بهارم، برسه لحظه ی آخر

                                             

+ نوشته شده در  شنبه 16 دی1385ساعت 13:27  توسط نابخشوده | 

گفتم كه رفتنت يه روز قاب دلم رو ميشكنه
گفتي كه اين بخت تو بود
تقدير تو شكستنه
هر وقت كه بارون ميزنه
تو رو كنارم ميبينم
حس ميكنم پيش مني
هنوزم عاشقترينم
گفتم بمون اون روز مياد
غصه هامون تموم ميشه
گفتي اگه باهام باشي
لحظه هامون حروم ميشه
هر وقت كه بارون ميزنه
تو رو كنارم ميبينم
حس ميكنم پيش مني
هنوزم عاشقترينم
وقتي رفتي همه دنيا رو سرم انگاري خراب شد و دلم شكست
ساز من زانوي غم بغل گرفت
رفت و كز كرد گوشه ي اتاق نشست
هر وقت كه بارون ميزنه
تو رو كنارم ميبينم
حس ميكنم پيش مني
هنوزم عاشقترينم

هر وقت كه بارون ميزنه تو رو كنارم ميبينم
حس ميكنم پيش مني
هنوزم عاشقترينم
هنوزم عاشقترينم از وقتي رفتي هيچكسي
هم درد و هم
رازم نشد
هيچكسي حتي يه دفعه
هم غصه ي سازم نشد
رفتي ولي بدون هنوز
عاشقتم تا پاي جون دل بهاريم عاشقه
چه تو بهار چه تو خزون
هر وقت كه بارون ميزنه
تو رو كنارم ميبينم
حس ميكنم پيش مني
هنوزم
عاشقترينم هنوزم عاشقترينم

 

+ نوشته شده در  شنبه 16 دی1385ساعت 13:19  توسط نابخشوده | 

حرف رفتن یه شکافه، روی  قلب صاف ساده
 
دل عاشق یه اسیره، که تو دست سرد باده
 
تو کدوم قصه شنیدی، عاشقا بهم رسیدن
 
توی نقاشیا حتا، اونا رو جدا کشیدن
 
مثه روز روشنِ قصه، باوِرش یه خورده سخته
 
کی می گه جمله ی مردن، آخرین برگ درخته
 
اگه نیستی اگه دوری، واسه من  فرقی  نداره  
 
دل  من شوق نفس رو، از تو قلب تو می یاره
 
تو برام زمزمه سازی، مثه بارون واسه دریا
 
اگه باشی یا نباشی، با منی همش تو رویا
 
من صدا از تو گرفتم، واسه خوندن  ترانه
 
واسه رفتن تا به خورشید، تویی آخرین بهانه...

+ نوشته شده در  شنبه 16 دی1385ساعت 13:2  توسط نابخشوده | 

بازی عشق

اگر که من به خاطرت این همه رنج می خرم
بدون که تو بازیه عشق
آخرش از تو می برم
آره
خودم گفته بودم می خوام تو رو داشته باشم
ولی
بدون بخوای بری مانعت اصلاً نمی شم
من از همون اولشم
می دونستم یه روز میری
برمی داری سنگ دل
به قلب شیشم می زنی
خاطرات قشنگ تو
برای من سیاه شدن
اون همه عشق تو قلب من
به پای تو فنا شدن
حالا دیگه حنای تو
برای من رنگ نداره
اون همه حرفای قشنگ
تو قلب من جا نداره ...

 

گل پرپر

دیگه دوست ندارم قلب من شکستی تو
خواستی بری عیبی نداره ماه میشینه به جای تو
یه روز تو رو می خواستمت می خندیدم با لب تو
خشکیده خنده رو لبم گریه شدم به پای تو
هر روز با یک شاخه ی گل
 می اومدم سراغ تو
پرپر می کردی دلم
جز گل نگفتم باز به تو
دیگه بهم دروغ نگو نداره رنگ حنای تو
آسمونم بیاد زمین 
دست نمی دم به دست تو

 

+ نوشته شده در  شنبه 16 دی1385ساعت 13:0  توسط نابخشوده | 

وقتی تو نیستی شب و روز فرق نداره
اسمون فریاد میزنه ولی برق نداره

میدونی چرا شدم اسیر اون چشات
نجابتی داری که هیچ بانوی شرق نداره

اگه کسی نگاش کنه دنیا رو حیرون میکنم
اونقدر اه می کشم تا همه رو حیرون بکنم
اخه اون همه عمر رو دنیای منه
فکر نکن عشقشو از دلم بیرون می کنم

بیا دست به دست من باش تو همیشه یار من باش
تو شروعی نه یه پایان بیا پایان غمم باش
غم بی عشقی عزیزم ! خدا خواسته من نمیرم
بمونم تا تو بیایی عشق از تو یاد بگیرم
تو زدی غم شکستی  دلم  به عشقت بستی
منو از خودم گرفتی نمی دونم ! تو کی هستی ؟
تو یه عشق آسمونی قدر دنیا ، مهربونی
نمی تونم بی تو باشم بگو که پیشم می مونی
اگه تو بری ، میمیرم بخدا دروغ نمی گم
فکرشم برام یه مرگه تو بمون برات می میرم
دل من مهم که نیستش هر چی که بخواد همونه
اگه تو بمونی خیره ، اگه تو بری قسمتمونه ...

 

+ نوشته شده در  شنبه 16 دی1385ساعت 12:36  توسط نابخشوده | 

روزي ازم پرسيد:بزرگترين آرزوي توچيست؟ گفتم:تحقق يافتن آرزوي تو.....اما افسوس هرگزندانستم آرزوي تو جدايي از من بود
 

 

نگاه نکن اگه دروغ خواهي گفت به کسي سلام نکن اگر خداحافظي در پيش است . دست کسي رو نگير اگر رها خواهي کرد . به کسي نگو دوستت دارم اگر ديگري در فکرت است

 

 

يه بار از کنار دريا عبور کردي يه عمره موجاش واسه بوسيدن جاي پاهات ميان و ميرن...

 

ميدونی فرقه تو با خون چيه؟.......... خون ميره تو قلب بعد بر ميگرده ولی تو ميري و بر نميگردی

 

                                        
یک روز عشقت را دزدیدم و برای اینکه جای مطمئنی داشته باشد آن را در قلبم پنهان کردم .غافل از اینکه روزی برای پس گرفتن آن قلبم را خواهی شکست

 

وقتي که در شادي بسته ميشه، يه در ديگه باز ميشه ولي اغلب اوقات ما اينقدر به در بسته نگاه

مي کنيم که اون دري رو نمي بينيم که واسمون باز شده


دنبال ظواهر نرو، اونا مي تونند گولت بزنند دنبال ثروت نرو، چون براحتي از کفت ميره دنبال کسي برو که خنده رو رو لبت ميشونه چون فقط يه لبخند ميتونه کاري کنه که يک شب تاريک روشن به نظر برسه
اوني رو پيدا کن که باعث ميشه قلبت لبخند بزنه


خوابي رو ببين که آرزوشو داري اونجايي برو که دلت مي خواد بري اوني باش که دلت مي خواد باشي
چون تو فقط يه بار زندگي مي کني و فقط يه فرصت واسه انجام تمام کارهايي که دلت مي خواد انجام بدي داري بذار اونقدر شادي داشته باشي که زندگيتو شيرين کنه اونقدر تجربه که قويت کنه اونقدر غم که انسان نگهت داره و اونقدر اميد که شادت کنه


وقتي به دنيا اومدي، گريه مي کردي و هر کسي که اطرافت بود مي خنديد يه جوري زندگي کن که آخرش تو کسي باشي که ميخندي و هر کسي که اطرافته گريه کنه

 

حتما" برات پيش اومده وقتي داري به آسمون نگاه ميكني يكي ازت بپرسه دوست داري كدوم ستاره ستاره تو باشه ؟ اكثر آدما ميگن اون پر نورترين ستاره ...... 
ولي يادت باشه اوني كه از همه پر نورتره علاوه بر تو چشم خيلي هاي ديگه هم دنبالشه ....
به ستاره اي خيره شو كه اگه  كم نوره حداقل خيالت راحته كه فقط چشم خودت دنبالشه ...

+ نوشته شده در  شنبه 16 دی1385ساعت 12:15  توسط نابخشوده | 

بیا و بشکن این سکوتُ دل من طاقت نداره           

نمی دونی چی کشیدم بخدا ،  گفتن نداره                                                  
خیلی وقته حرف دل رو تو دلم دارم می ریزم                                                
وقتی تو نباشی پیشم از خودم هم می گریزم                                                 
خیلی وقته بی نشونی دنبالت دارم می گردم                                                  
نگو دل بهم دروغ گفت به خدا طاقت ندارم                                                
خواستنت حادثه نیستش خیلی وقته دلُ دادم                                                
اگه چشماتُ نبینم ،مردم و نفس ندارم                                                     
نمی دونم که چه جوری !دیدمت ، بهت بگم من                                                

عاشقت شدم عزیزم نری و تنها بمونم  ؟!

گفتی به من" دوست دارم"،روا نبود دروغ بگی                
اینهمه قصه های خوب از عشق بی فروغ بگی
دلم برات پر میکشید،روا نبود اسیر بشه                     
روا نبود چشای تو از دیدن من سیر بشه
به عشق قسم که من برات دربه درم                         
به عشق بدون تو که من فقط تو رو دارم
به چشم پر فریب تو که من هنوز منتظرم                   
منتظر شنیدن صدای تو همسفرم
متظرم بیای بگی" منو ببخش پشیمونم"                       
بگی که" از دوریِ تو پریشونم،پریشونم"
منتظرم بیای بگی" دوری تو چه دردی بود                 
شبای بی تو بودنم عجب شبای سردی بود"
من تو خیالم همیشه میبینمت پشیمونی                     
میبینمت برگشتی و میگی که خیلی داغونی
من میدونم یه روز میای،اما نمی گم دیر میشه              
هر وقت بیای این دل من، بازم برات اسیر میشه
قشنگ نازنین من، تنها گذاشتی این دلو،روا نبود           
قسم به تو که جز وجود گرم تو هیچی برام دوا نبود

 

+ نوشته شده در  شنبه 16 دی1385ساعت 11:39  توسط نابخشوده | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
حرفهای ما هنوز ناتمام...
تا نگاه می کنی..
وقت رفتن است...
باز هم همان حکایت همیشگی...!

پیش از آن که باخبر شوی...
لحظه ی عزیمت تو ناگزیر می شود...

آی...
ای دریغ و حسرت همیشگی...!

ناگهان چقدر زود دیر می شود...!

پیوندهای روزانه
اخبار ایران و جهان
مجله بلاگفا
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
هفته چهارم فروردین 1387
هفته چهارم اسفند 1386
هفته سوم اسفند 1386
هفته دوم آذر 1386
هفته چهارم آبان 1386
هفته سوم آبان 1386
هفته اوّل آبان 1386
هفته سوم مهر 1386
هفته دوم مهر 1386
هفته چهارم مرداد 1386
هفته اوّل مرداد 1386
هفته چهارم تیر 1386
هفته دوم تیر 1386
هفته اوّل تیر 1386
هفته اوّل خرداد 1386
هفته سوم اردیبهشت 1386
هفته اوّل اردیبهشت 1386
هفته چهارم فروردین 1386
هفته اوّل فروردین 1386
هفته دوم اسفند 1385
هفته سوم بهمن 1385
هفته اوّل بهمن 1385
هفته سوم دی 1385
هفته اوّل دی 1385
هفته چهارم آذر 1385
هفته سوم آذر 1385
هفته دوم آذر 1385
هفته اوّل آذر 1385
هفته چهارم آبان 1385
هفته سوم آبان 1385
هفته دوم آبان 1385
پیوندها
گالری عکس (عشق من)
نابخشوده (نازی و عشقش)
پسر ایرونی
sad boy
دانلود موزیک
موزیک
غریبی بد دردی است
ايهاب
عاشق واقعی
کلبه عشق
آسمان و ریسمان
متال
دادار
هر چه می خواهد دل تنگت بگو
Deadnight
باران کمال
يك درد ساده
اشعار عاشقانه من
عشق آزاد
يادداشتهاي يك خبرنگار
آخه دل من
خدای ترفندها
دشتستان عشق
عشق محبت دوستي
اشک باران
نقاشی دیجیتالی
بی کس
سياه و سپيد
در کوی عشق
مرگ سکوت
عشق سوخته
سیاه و سپید
طوفان حریف من نیست وقتی تو ناخدایی
شبرنگستان
انتظار یک عاشق
عاشقانه های رنگین کمون
بی خیال
روح.راه.ارامش
پر از مطالب بيست
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

دیجیتال کیوان