تبليغاتX
خداحافظ ای همنشین همیشه
من گرفتار سنگيني سکوتي هستم که گويا قبل از هر فريادي لازم است

 دوست به جاي دسته گلي که فردا بر مزارم مي گذاري، امروز با شاخه گلي کوچک يادم کن. به جاي سيل اشکي که فردا بر قبرم مي ريزي، امروز با تبسمي شادم کن . به جاي متنهاي تسليت گونه اي که فردا در روزنامه ها مي نويسي، امروز با پيامهاي کوچک خوشحالم کن . من امروز به تو احتياج دارم نه فردا


  شب خدا تو آسمون يه مهموني بزرگ ترتيب داده اماهنوز جشن شروع نشده چون يكي از فرشته ها اوون پايين داره آف من رو مي خونه


 نابينا به ماه گفت : دوستت دارم . ــ ماه گفت : چه طوري ؟ تو که نمي بيني . ــ نابينا گفت : چون نمي بينمت دوستت دارم . ــ ماه گفت : چرا ؟ ــ نابينا گفت : اگر مي ديدمت عاشق زيباييت مي شدم ولي حالا که نمي بينمت عاشق خودت هستم


 ازم پرسيد: دوستم داري؟ گفتم آره...گفت چقدر؟ گفتم از اينجا تا خدا...اشک تو چشاش جمع شد و گفت: مگه الان نگفتي که خدا از همه چيز به ما نزديک تره


 عشق بي انتهاست زيرا معشوق را نهايتي نيست و اي كاش در حقيقت نيز عشق بي انتها بود


ديروز به ديدنم آمدي با يک دسته گل سرخ و يک نگاه مهربان.همان نگاهي که مدتها آرزويش را داشتم و تو از من دريغ مي کردي.گريه کردي و گفتي که دلت برايم تنگ شده و من فقط نگاهت کردم. وقتي رفتي اشکهايت سنگ قبرم را خيس کرده بود

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 21 آذر1385ساعت 12:1  توسط نابخشوده | 
 راز زندگی

در افسانه ها آمده روزی که خداوند جهان را آفرید فرشتگان مغرب

را به بارگاه خود فراخواند و از آنها خواست تا برای پنهان کردن

راز زندگی پیشنهاد بدهند

یکی از فرشتگان به پروردگار گفت: آن را در زمین مدفون کن

فرشته دیگری گفت: آن را در زیر دریاها قرار بده

سومی گفت: راز زندگی را در کوهها قرار بده

ولی خداوند فرمود: اگر من بخواهم به گفته های شما عمل کنم

فقط تعداد کمی از بندگانم قادر خواهند بود آن را بیابند

در حال
ی که من می خواهم راز زندگی در دسترس همه بندگانم باشد

در این هنگام یکی از فرشتگان گفت: فهمیدم کجا ای خدای مهربان

راز زندگی را در قلب بندگانت قرار بده

زیرا هیچکس به این فکر نمی افتد که برای پیدا کردن آن باید به قلب
و درون خودش نگاه کند و خداوند این فکر را پسندید
 
بهترين دوست اون دوستي که بتوني باهاش روي يک سکو ساکت بشيني و چيزي نگي و وقتي ازش دور مي شي حس کني بهترين گفتگوي عمرت رو داشتي
 
ما واقعاً تا چيزي رو از دست نديم قدرشو نمي دونيم ولي در عين حال تا وقتي که چيزي رو دوباره بدست نياريم
نمي دونيم چي رو از دست داديم
 
اينکه تمام عشقت رو به کسي بدي ، تضميني بر اين نيست که اون هم همين کار رو بکنه ، پس انتظار عشق 
متقابل نداشته باش فقط منتظر باش تا اينکه عشق ، آروم تو قلبش رشد کنه و اگه اينطور نشد خوشحال باش که توي دل تو رشد کرده
 
در عرض يک دقيقه مي شه يک نفر رو خرد کرد ، در يک ساعت مي شه يکي رو دوست داشت و در يک روز مي شه عاشق شد ولي يک عمر طول مي کشه تا کسي رو فراموش کرد
 
دنبال نگاهها نرو ، چون ، مي تونن گولت بزنند ، دنبال دارايي نرو چون کم کم افول مي کنه ، دنبال کسي باش که باعث مي شه لبخند بزني چون فقط با يک لبخند مي شه يک روز تيره رو روشن کرد ، کسي رو
پيدا کن که تو رو شاد کنه
 
هم خونه
هم خونه ی من ای خدا  از من دیگه خسته شده
 کتاب عشق ما دیگه خونده شده ،‌ بسته شده
خونه دیگه جای غمه اون داره از من دور می شه
 این خونه ی قشنگ ما  داره برامون گور می شه
 اون دست گرم و مهربون  با دست من قهره دیگه
 چشمای غمگینش با من  قصه ی شادی نمی گه
 هم خونه ی من با دلم  خیال سازش نداره
 دستای کوچیکش دیگه  میل نوازش نداره

 شبا وقتی میرم خونه  بوسه به موهاش می زنم
 سرش به کار خودشه  انگار نه انگار که منم
 روزا وقتی میام بیروناون خودشو به خواب زده
 خب ، مثل روزگار شده  یه روز خوبه ،‌یه روز بده
 ای دل من ، ای دیوونه  بذار برم از این خونه
 
 
+ نوشته شده در  چهارشنبه 15 آذر1385ساعت 12:59  توسط نابخشوده | 

بین این همه غریبه تو به آشنا می مونی
 حرفای تلخی که دارممن نگفته ، تو می دونی
من پر از حرفای تازه عاشق گفتن و گفتن
 تو با درد من غریبه اما تشنه ی شنفتن
 صدای ترد شکستن  مثل گریه با صدامه
 تلخی هق هق گریه طعم سرد خنده هامه
 گرمی دست نوازشگر تو  مرهم زخمای کهنه ی منه
 تپش چشمه ی خون تو رگ من  تشنه ی همیشه با تو بودنه
ململ ابری دستات  پر رحمت مثل بارون
سکت نجیب چشمات  پر غربت بیابون
 واسه اینتن برهنه ناز دست تو لباسه
حس گرم با تو بودن  مثل رؤیا ناشناسه
 مثل حس کردن و دیدن  عاشق منظره هایی
 دشمن ساده و پک پرده ی پنجره هایی

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 15 آذر1385ساعت 12:43  توسط نابخشوده | 
+ نوشته شده در  چهارشنبه 15 آذر1385ساعت 11:59  توسط نابخشوده | 

تويي آواز دل من تويي عشق و باور من
براي نفس كشيدن تويي تنها ياور من
تو شدي رؤياي قلبم تو شدي اُميد و صبرم
با وجود عشق پاكت كم مي شه غصه و دردم
تويي اون نگاه مستيم تويي تار و پود هستيم
مي زنيم پر به اوج ابرا من و تو عاشق و مستيم
تويي ساز عاشقونه تويي زيباترين بهونه
چشماي قشنگ و نازت هميشه با من مي مونه
به خدا بي تو مي ميرم پاي عشقت يه اسيرم
تو يه شبنم يه بهاري با تو باشم جون مي گيرم
اگه دست اين زمونه دلامونو كرده خسته
با تو من عاشق تريتنم دل من نمي شه خسته
با تو جون مي گيره نفسهام با تو پاكه قطره اشكام
عاشق دستاي نازت جون ميده حرم نفسهام
با تو همزبون مي خونم قدر عشقتو مي دونم
عاشقونه باورم كن تا ابد با تو مي مونم

+ نوشته شده در  چهارشنبه 15 آذر1385ساعت 11:43  توسط نابخشوده | 
+ نوشته شده در  چهارشنبه 15 آذر1385ساعت 11:37  توسط نابخشوده | 

آنكس كه ميگفت دوستم دارد، عاشقي نبود كه به شوق من آمده باشد ، رهگذري بود كه روي برگهاي خشك پائيزي راه ميرفت ، صداي خش خش برگها همان آوازي بودكه من گمان ميكردم ميگويد : دوستت دارم

کسي را که دوسش داري ازش بگذر، اگه قسمت تو باشه بر مي گرده ، اگر هم بر نگشت حتماً از اول مال تو نبوده پس بهتر که رفت

..................................................................................................................................................................

با خودم عهد بستم بارديگرکه تورا ديدم،بگويم ازتودلگيرم ولي بازتورا ديدم و گفتم: بي توميميرم

عشق با زمان فراموش ميشود و زمان هم با عشق

هنوز در خود شکستن را باورم نکردم. هنوز باورم نشده که اشتباه از من بود هنوز از خودم می پرسم: چرا......

به بازار سياه رفتم براي خريدن عشق ولي در ابتداي ورودم روي كاغذي خواندم در غرفه هوس بازان عشق را به حراج گذاشته اند به قيمت نابودي پاك بازان

..................................................................................................................................................................

وقتي بارون چشات ميگه وقت رفتنه وقت حكومت غمو ، حضور گريه منه سكوت گريه نگام ، هنوز به ياد شب عشقت تو قلب و دلم ،داغه و گرمه مث تب تو اين سكوت بی صدا ، بازم دلم از تو رميد خسته و دل شكسته ام ، خالی ام از عشق و اميد اين گريه هميشگی ، مونده تو شبهای من تو اين روزهای بی وفا ، عشق رو تو دادی ياد من اين قلب خسته و نگام ، آخر بی نشونيه ياد نگاه آخرت ، تا ته خط موندنيه صدای آخرين من ،تا تو نيای در نمي ياد تك تك لحظه های من ، فقط تو رو ازم مي خواد

..................................................................................................................................................................
ميدوني طاقت جدايي رو ندارم با تو من مثه صد تا بهارم ميخوام که نري تو از کنارم ازت زياد خاطره دارم ميخوام اسمتو من نفس بزارم از تو بگم در سايه سارم هر جا بري من دوست ميدارم از عاشقاي اين ديارم به يادت شباي زير بارون که خيس ميشد تموم سروپاهامون شبا همش من خوابتورو مي بينم بين هفت تا آسمون رو زمينم ميدوني طاقت جدايي رو ندارم با تو من مثه صد تا بهارم ميخوام که نري تو از کنارم ازت زياد خاطره دارم

..................................................................................................................................................................
 نگفتم رنگ خوابي/ نگفتم كه حبابي/ نفهميدم كه آخر/ تو هم رنگ سرابي/ ندونستم كه ميري/ نميموني اسيري/ براي اين دل من/ تو هم رنگ فريبي/ من اينجا بي ستاره / شبم سر شد دوباره/ تو اونجا بي من اما /..............شبات رنگ چي داره......

..................................................................................................................................................................
قسم به اشک هميشه آماده ..قسم به احساس هنگام گريه عاشقانه .. قسم به اولين روز آشنايي.. وقسم به سخترين روز هجران که من غم دوري از تو را با تمام دنيا عوض نمي کنم چون از عشق او بخدا رسيده ام . وقسم به روح معشوقم اگر بدانم تا آخر عمر هرگز اورا نخواهم ديد به اشک چشمانم وفادار خواهم ماند زندگی به من آموخت که چگونه گريه کنم امّا گريه به من نياموخت که چگونه زندگی کنم تو نيز به من آموختی که چگونه دوستت بدارم امّا به من نياموختی که چگونه فراموشت کنم ...

..................................................................................................................................................................
 قلب آدما مثل يه جزيره ي دور افتاده مي مونه .. اينكه كي واسه اولين بار پا به جزيره مي ذاره مهم نيست . مهم اون كسي كه هيچوقت جزيره رو ترك نمي كنه

کاش مي توانستم من هم بگويم دوستش دارم ولي چه قدر سخت است بيان اين جمله. کاش از نگاهم مي فهميد ولي حيف نفهميد و رفت با يکي ديگه و من هم شدم قرباني عشق يک طرفه

 دستتو بكن تو موهات و يه تارشو بگير تو دستت....گرفتي ؟ حالا اوني كه تو دستته ، همونو به صد تا دنيا نميدم 

 اين جهان پر است از صداي حركت پاهاي مردمي است / كه.همچنان تو را مي بوسند ودر ذهن خود طناب دار تو را مي بافند...!

..................................................................................................................................................................
  فرشته های کوچولو وقتی عاشق می شوند یک پر از بالشون را به عشقشان هدیه میدن تا بدونن که همیشه به یاد هم هستند. ولی انسانها بالی ندارند که پری از آن را به هم هدیه بدهند به همین خاطر قلبشان را گرو می گذارند تا رمانی که بالی برای پرواز دو نفر پیدا کنند تا حالا فکر کردی قلب تو پیش کیه.............................؟

..................................................................................................................................................................
هنوز در خود شکستن را باورم نکردم. هنوز باورم نشده که اشتباه از من بود هنوز از خودم می پرسم: چرا......

به بازار سياه رفتم براي خريدن عشق ولي در ابتداي ورودم روي كاغذي خواندم در غرفه هوس بازان عشق را به حراج گذاشته اند به قيمت نابودي پاك بازان

با خودم عهد بستم بارديگرکه تورا ديدم،بگويم ازتودلگيرم ولي بازتورا ديدم و گفتم: بي توميميرم

با خودم عهد بستم بارديگرکه تورا ديدم،بگويم ازتودلگيرم ولي بازتورا ديدم و گفتم: بي توميميرم

..................................................................................................................................................................

پرنده اي را كه دوستش داري رهايش كن اگه عاشقت باشه برمي گرده وگرنه هيچ وقت دوستت نداشته 

 عشق ايستادن زير باران و با هم خيس شدن نيست... عشق آن است كه يكي براي ديگري چتر شود و او هرگز نفهمد كه چرا خيس نشد

هيچ وقت براي کسي گريه نکن چون هيچکس ارزش اشک تو رو نداره اوني هم که ارزش اشکت رو داره طاقت ديدنشو نداره

 غربت و تنهایی مو به کسی هنوز نگفتم تک و تنها توی غربت به کسی هنوز نگفتم تنها یک نفر می دونه اونم اون اشک روونه ولی انگار که نه انگار اونم اصلا نمی دونه

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 15 آذر1385ساعت 10:9  توسط نابخشوده | 
وقتي يک دختر حرفي نميزند
ميليونها فکر در سرش مي گذرد
-----------------------------------------------------------------
وقتي يک دختربحث نميکند
عميقا مشغول فکر کردن است
-----------------------------------------------------------------
وقتي يک دختربا چشماني پر از سوال به تو نگاه ميکند
يعني نميداند تو تا چند وقت ديگر با او خواهي بود
-----------------------------------------------------------------
وقتي يک دختر بعد از چند لحظه در جواب احوالپرسي تو مي گويد:خوبم
يعني اصلا حال خوبي ندارد
-----------------------------------------------------------------
وقتي يک دختر به تو خيره مي شود
شگفت زده شده که به چه دليل دروغ مي گويي
-----------------------------------------------------------------
وقتي يک دختر سرش را روي سينه تو مي گذارد
آرزو ميکند براي هميشه مال او باشي
----------------------------------------------------------------
وقتي يک دختر هر روز به تو زنگ مي زند
توجه تو را طلب مي کند
-----------------------------------------------------------------
وقتي يک دختر هر روز براي تو[اس ام اس ]مي فرستد
يعني ميخواهد تو اقلا يک بار جوابش را بدهي
-----------------------------------------------------------------
وقتي يک دختر به تو مي گويد دوستت دارم
يعني واقعا دوستت دارد
-----------------------------------------------------------------
وقتي يک دختر اعتراف مي کند که بدون تونميتواند زندگي کند
يعني تصميم گرفته که تو تمام اينده اش باشي
-----------------------------------------------------------------
وقتي يک دختر مي گويد دلش برايت تنگ شده
هيچ کسي در دنيا بيشتر از او دلتنگ تو نيست
.
+ نوشته شده در  چهارشنبه 15 آذر1385ساعت 10:1  توسط نابخشوده | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
حرفهای ما هنوز ناتمام...
تا نگاه می کنی..
وقت رفتن است...
باز هم همان حکایت همیشگی...!

پیش از آن که باخبر شوی...
لحظه ی عزیمت تو ناگزیر می شود...

آی...
ای دریغ و حسرت همیشگی...!

ناگهان چقدر زود دیر می شود...!

پیوندهای روزانه
اخبار ایران و جهان
مجله بلاگفا
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
هفته چهارم فروردین 1387
هفته چهارم اسفند 1386
هفته سوم اسفند 1386
هفته دوم آذر 1386
هفته چهارم آبان 1386
هفته سوم آبان 1386
هفته اوّل آبان 1386
هفته سوم مهر 1386
هفته دوم مهر 1386
هفته چهارم مرداد 1386
هفته اوّل مرداد 1386
هفته چهارم تیر 1386
هفته دوم تیر 1386
هفته اوّل تیر 1386
هفته اوّل خرداد 1386
هفته سوم اردیبهشت 1386
هفته اوّل اردیبهشت 1386
هفته چهارم فروردین 1386
هفته اوّل فروردین 1386
هفته دوم اسفند 1385
هفته سوم بهمن 1385
هفته اوّل بهمن 1385
هفته سوم دی 1385
هفته اوّل دی 1385
هفته چهارم آذر 1385
هفته سوم آذر 1385
هفته دوم آذر 1385
هفته اوّل آذر 1385
هفته چهارم آبان 1385
هفته سوم آبان 1385
هفته دوم آبان 1385
پیوندها
گالری عکس (عشق من)
نابخشوده (نازی و عشقش)
پسر ایرونی
sad boy
دانلود موزیک
موزیک
غریبی بد دردی است
ايهاب
عاشق واقعی
کلبه عشق
آسمان و ریسمان
متال
دادار
هر چه می خواهد دل تنگت بگو
Deadnight
باران کمال
يك درد ساده
اشعار عاشقانه من
عشق آزاد
يادداشتهاي يك خبرنگار
آخه دل من
خدای ترفندها
دشتستان عشق
عشق محبت دوستي
اشک باران
نقاشی دیجیتالی
بی کس
سياه و سپيد
در کوی عشق
مرگ سکوت
عشق سوخته
سیاه و سپید
طوفان حریف من نیست وقتی تو ناخدایی
شبرنگستان
انتظار یک عاشق
عاشقانه های رنگین کمون
بی خیال
روح.راه.ارامش
پر از مطالب بيست
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

دیجیتال کیوان